فال انار

نمی دونم این فال چقدر من دراوردی هست و تاریخچش به کجا میرسه اما در خانه ی ما بس محترم و قابل احترام است و اعتقاداتی عظیم به ان هست چرا که صحتش را به تجربه دیده اند!!!!

ابن فال فال اناراست یعنی شما یک انار رو با کمال سلیقه از میان انبوه انارها برداشته نیت می کنید و بعدان را باز می کنید محتویات انار راز زندگی و همسر اینده تان را برایتان می گوید 

به این معنی که هرچه انار سرخ تر باشد به معتی زیبایی همسر شما و هرچه شرین تر باشه به معنی اخلاق و سیرت زیبای  اونه و اگر از اقبال بدتتون درونش کرم خورده گی گندیده گی چیزی بود که تعبیرش نیز معلوم است

اگر سرخ و ترش بود یعنی زیبا رو گنده اخلاق است و اگر ما سفید و شیرین معنی عکس دارد همه ی متاهل ها بخت و اقبال خود را با این فال سنجیده اند ما نیز سنحیدیم!!!

انار سرخ و شیرین بدون کوچکترین زده گی مخفی و این یعنی همسر محترم ما بسی زیبا رو و خوش اخلاق  و شیرین و خلاصه صاحب همه ی صفات نیکو  تشریف دارند!!!

1:اینکه وبلاگ های دخترانه بلاگشتان داره به سمت ازدواج و شوهر میره تحت تاثیر نوشته های دختر ترشیده بلاگستان است کسی متهم نیست ما که دهنمون بوی شیر می دهد

2:خدا از این انار ها قسمت شما هم بکند


استفراغ یک رفلکس دفاعی

باد لابه لای مو هایش خفه می شد

افکارش میان کله پوکش پر و خالی می شد

روحش در بست در خدمت جوانه نو رسته باغجه بود

چه لذت چندشی دارد

له کردن یک دانه حبه انگور میان دو انگشت دست

به اشاره ای نازک به حرص


پ ن1: و من هنوز نمی دانم چرا برای من خوشه خورده انگور شبیه جسد پیرزن است

پ ن2:زندگی سلامی به غریبه است

زندگی گم شدن در روزمره گی های همیشه گی است

زندگی همین چرخش انگشت روی کیبورد برای یافتن واژه است

زندگی همین شوق برای دلتنگ شدن است

پ ن 3:کوتا ه بلند شدن جمله ها به معنی شعر بودن نیست لطفا شعر نخوانید

پ ن 4: عنوان اولین چیزی بود که از زیست دوم دبیرستان به یادم آمد شاید بی ارتباط نباشد!این متن هم یک استفراغ است و یک دفاع !

خط خطی

نخند!

سریع برایم معنی کن

هرچه که در پشت دیوار ذهنت پنهان است

راستش متن نگاهت خیلی بد خط است


یک روز کاری

امروز ازمونث بودن بدم اومد البته واسه یه لحظه نمی دونم چرا بعضی خانوما دوست دارن خودشونو به واسطه حقیرترین بعدشون عزیز و محترم و بزرگ بدونن

روح محیط زیستی ام این روزها خیلی گل کرده مصرف بیش از حد و غلط ظروف یکبار مصرف آن هم از نوع غیر قابل بازیافتش آزارم می دهد(موقع خرید تا جایی که امکانش باشه و گنجایش کیف محترم اجازه بده از گرفتن پلاستیک برای حمل کالا خودداری میکنیم!

مقاله ام در فینال داوری رای آورد حالا من موندم و طراحی پوستر و نتیجه مقاله دوم که قرار است ۲۰ شهریور اعلام شود

این روزها  فوق العاده به ضرب المثل از نخورده بگیر بده به خورده اعتقاد یافتم به نظرم یکی از معیار ها برای انتخاب همسر()ما که قصد نداریم  وضع مالی ضعیف است چون کم کمش از خساست و ندیدپدید بازیش تعجب نمی کنی و تکلیفت معلوم است

این روزها به نتیجه های زیادی رسیدم مثلا هیچ وقت مثل سابق خودم رو واسه کسی اذیت نکنم که طرف ناراحت نشه چون میبینم بعضی ها چقدر راحت حرمت دوستی و نون و نمک و رفاقت و حیا و....همه چیز رو خیلی راحت قورت میدن یه آبم روش

امروز کلی دختر خوب بودم!یه پلویی پختم!اما دستم موقع کشیدن فرنی توی ظرف چنان سوخت که هنوز سوزش اذیت می کنه!ظرفای افطارم شستم!بهتر از این دختر دیدین!؟!؟

امروز بازار تشریف بردیم و دو قواره پارچه خریدیم!قصد داریم روی یکی از آنها باز هم شاهکار خودمان را اجرا کنیم؟!؟!

داشتم به وقت های مرده ام فکر میکردم و اینکه خیلی طلاها را همین جوری دور میریزم! و اصلا هم به روی مبارکمان نمی آوریم!

پ ن: در اکثر موارد آدم های فقیر ازبخشش و دست و دلبازی بیشتری برخوردارند


بازی

سه تا اس ام اس از توی این باکس و 3 اس ام اس آخر از سند باکس گوشیتون رو بنویسید … اونم اس ام اسی که جوک نباشه !! ….( یا اگه خواستین جالب هاشو بنویسید )

همه دعوتن اگه کسی هم میخواد تقلب کنه، شرکت نکنه اصلاً. سخت نگیرین. واسه خنده‌س این بازی.

1. احتمالاً کسی شرکت نمی‌کنه. ایرانی جماعت، فکر تقلبم نمیاد توی سرش.

 2. در صورت ضایع بودن مسج‌ها در حد حاد، کلمات قشنگش رو قیچی کنید. اصلا اولشو بگین خودمون با ذهن پویایی که داریم می فهمیم 3

. ۳ تا ی آخر از یه نفر نباشه! اگه هست، از هر نفر فقط یه اس ام اس ش رو بنویسید.

  همه به این بازی دعوتند اما دعوت شده گان اختصاصی:

 نازی- سپهر- دانکی شوت- رضا-دکترحمید-نسیم -ماهیچ ما نگاه-فرشاد

 پگاه:

1-Salam sahar khobi?mikham maghale bekharam mitonam az karte banke samanet estefade konam?

رویا:

2:salam sahari?bidari?miay ba ham khayati konim?

مریم

3-ey beterekin tahna tahna dige bahaton ghahram

سندباکس:

رویا:

1-pare vaght ham hoghogh ghabol shodi

آذین:

2-salam azi ye hamayesh maghale mikhad rajebe enerjie pak movafeghi benevisim?

سارا

3-salam sara kocholo chetori?


چیه فکر کردین تو گوشیه یه دختر خوب مثل من جز این چرت و پرتا چی پیدا میشه؟

  


ارزوهای من بی تعارف

از اونجایی که اعتقاد زیادی به فیلترینگ خودم دارم همه چیزو هیچ وقت توی وب نذاشتم  به نظرم قدر آدم ها به میزان نگفته هایشان است

اما اگر نشان آرزوهای دخترانه ودلتنگی هایم را می خواهید مستقیم بروید سراغ تکه کاغذهای کوچکی که زیر بالشتم ویا گاها بین کتاب شعرها و زنانگی های فروغ(زیر تختم) می گذارم اگر سراغ سررشته ی افکارم را میگیرید باید مغزم را کالبد شکافی کنید که درنهایت با این متن مواجه خواهید شد:مشترک گرامی دسترسی به این بخش امکان پذیر نمی باشد!(این ها فقط و فقط ماله خودمه جایی نشرداده نمیشه!)

اما امروز از بین همون تکه کاغذهای آرزوهایی را یافتم که بعضی به نظرم زیاد هم دوراز دسترس نیستند امابه هرحال برای من آرزو هستند آنهایی را که هنوز داشتم نوشتماگر تمایل و حوصله خواندنم را دارید به ادامه مطلب مراجعه فرمائید لطفا موقع خواندن نخندید!

ادامه نوشته

خواب دختری که هیچکی رو جز تونداره

 زندگی من عریان است درست مثل قلب پاک نوزادی که درآغوش مادر آرام یافته

روح نحیفم عاشقانه با ماه طرح دوستی ریخته

و من شاید تنها دختری باشم که خورشید را

در یک ظهر تابستانی

به خوردن فنجانی چای

و یک عصرانه یک لذت پاک به یک دلخوشی گرم!

دعوت کرده ام

من با زندگی آشتی ام !

سبک جدید آرایش

صورتم را با اندیشه هایم سفید میکنم

چشم هایم را باحیایی کودکانه می بندم

سایه امید رو ی پلک هایم می کشم

گونه هایم را با شوق رنگ می کنم

لب هایم را با گرمی کلام می آرایم

به نظر زیباتر از هرروزم

 

پ ن:روز جهانی وبلاگ مبارک

  

روز جهانی وبلاگ

 

فراخوان انتشار پست ویژه‌ی روز جهانی وبلاگ

 

همینجوری!

1-یکی دلش به صد دل بنده
۲-یکی صد دل به یک دل میبنده
۳-یکی یه دل به یه دل میبنده وتا آخر پایبنده
۴-یکی دل به هیچکی نمیبنده
۵-یکی نمیدونه دلش به کی بنده
۶-یکی هر بار به یکی دل میبنده
۷-یکی دل میبنده تا بخنده

۸-یکی هم مثه من دلش آکبند مونده به کی دل ببنده!!

پ ن: خوشم اومد دوست داشتم بذارم

انتخاب واحد کردم

چه انتخاب واحد زشتی 3تا امتحان توی یک روز و  تداخل ساعت کلاسی اما بالاخره آخرین انتخاب واحدم رو هم انجام دادم حس قشنگی نبود 

بالاخره پروژه رو با استاد رویا مافی غلامی گرفتم استاد ترم اولم بود و بعد از اون یکی دوبار بیشتر ندیدمش ولی از همون استادایی بود که دیدنش به ادامه تحصیل ترغیبت میکرد دوستش دارم امیدوارم پروژه با اون خاطره جالبی بشه برای عمرم

امیدوارم مریم بتونه توی حذف و اضاف پروژه رو با استاد مافی بگیره

حالا باید بشینم به یک موضوع خوب فکر کنم


پ ن1:امشب شب قدر برای شفای همه ی بیمارا و نجات همه ی بنده های خدا ازغم دعا کنید

(هرچند فکر نکنم بیشتر از ساعت 10 بتونم بیدار باشم)

پ ن 2: زندگي چيدن سفره است براي آن كه دوستش داري

پ م 3:دستم از نوشتن اس ام اس و فکم از صحبت با تلفن خسته است!

پ ن 4:گونه رویاهایم گل انداخته


جهت رفع گیجی

فردا انتخاب واحدمه اما هنوز نمی دونم پروژه رو با کی بگیرم استخاره های مامانی هم همه میانه درمیاد

راستش هنوز به موضوعی که می خوام روش کار کنم هم فکر نکردم 

کریمی؟زکی؟بهباش؟مافی؟امینی؟دشتی؟خدادای؟

پ ن: خدایا من همیشه رو هوا درس می گرم همین جور الابختکی ته ته اشم بد در نمیاد پس اینبارم خودت درستش کن

پ ن 2:خدایا قربون حکمتت می بینی چه جوری گیرمون می دی

(منظور انتخاب استاد پروژه نیست خدا خودش بهتر میدونه)

پ ن:از اونجایی که با نوشتن گیجیم رفع می شود این پست قرار داده شده و هیچ ارزش دیگری ندارد

بعدا نوشت:یکم از گیجیم رفع شد حالاا ون نصف اصل کاری مونده؟!؟!

از دست این آدما

 

احساس خوبی دارم از آگاهی امروزم از اینکه نمی خوام سرم رو مثل کبک زیر برف کنم و الکی دلخوش باشم خوشحالم که غم کوچیکه امروز رو تحمل میکنم که نکنه فردا روزی وجودم درهم بشکنه

اره سحری یه وقت غصه نخوری ین که الان فهمیدی غم نداره که تازه باید کلاهتم یه ور بندازی که خدا خیلی دوست داره برو خوش باش که بی سر و صدا قضیه رو فهمیدی و زحمتی هدرندادی و بعد بفهمی همش باد هوا شد اون هوا هم اکسیژن شد واسه زنده موندن یک نفر که مثل انگل می خواست ا ز وجودت سو استفاده کنه

اما خدایی نمی فهمم چرا  این انگلا انقدر سریع وجود پر ملات منو شناسایی می کنن گاهی فکر میکنم رو پیشونیم نوشته یک عدد خر جهت بارکشی انواع بار جالب اینجاست که اون آدما حتی جهت کشیدن بارشون یه تشکر خشک و خالی ازت نمی کنن تازه مثل خر با لگد می ندازنت اون ور

استغفرالله اگه گذاشتن با زبون روزه دهن مبارکمون به دشنام الوده نشه

ولی خدایی سخته که بفهمی وجودت واسه کسی که این همه واست مهم بوده چیه  و اون دلیل به نظرت خیلی بی ارزش و خاربیاد آدم احساس  می کنه بمیره بهتره تا اینکه عزت و احترامش فقط همین دلیل ساده باشه

پ ن 1:روی این سخن با کسی نیست جز دل دیوانه و ساده خودم

پ ن2:دلم اندکی انسانیت می خواهد برای جمعی از بنده های خدا


دلم برات تنگ شده

دلم برایت تنگ شده

مثل واژه های گرمم که بی تو یخ زده

طرح چشمانت دوباره

محتاج حافظم کرده


دلم برای خدا تنگ شده

آیت الله مکارم شیرازی از آثار دعا میگفت و من به حرفایی که میزد ایمان دارم چون به تجربه بهشون رسیدم

اما فکر کردم چقدر بد که این روزها هیچ احساسی برای دعا کردن در من نیست

دعاهایم تا قبل از تابستون این بود:

خدایا کمکم کن

خدایا اشتباهی مرتکب نشم خودت عزت نفس و حیا و پاکدامنی بهم ببخش

حدایا توی درسام موفق باشم

خدایا این مسیر رو به سلامت بریم و بیایم بابایی خوابش نبره(مسیر رفت و برگشت شهرستان بین خونه تا دانشگاه)

خدایا استاد نیاد(مواقعی که پروژه هامون آماده نبود یا امتحان داشتیم)

خدایا مامانی  حالش بد نشه

خدایا حجت درسشو بخونه نکنه سهل انگاری کنه

خدایا سجاد قبول بشه(موقع امتحانای دانشگاهش)


خدایا......

و امروز موقع سحر پای صحبت های آقای جمشیدی بودم کلامش رو همیشه دوست داشتم ردیف کردن کلماتش نفس آدمو میگیره از زیبایی که مختص کلامه خودشه

ازش انتقاد مرده بودند که برنامش نمایش نیایشه!من کاری به این ندارم که اون خوبه یا بد حرفاش از ته دل یا نه نمایشه یا راسته اما اونچه که من دیدم این بود که چقدر دعاها و خواسته های ما فرق داره!چقدر دایره دید من محدود به خودم و اطرافیانم اون هم همین اعضای 5 نفریه خونه خودمونه ای شاید گهگاهی دوستی آشنایی هم بهشون اضافه شده اما مهم اینه که من اونقدر کوچیکم که از خدا برای این چیزا درخواست داشتم و باهاشونم احساس آرامش میکردم یعنی نیاز من به خدا از خدایی اش همین بوده؟!؟!

برای خودم متاسفم که نتونستم توی زمزمه ی نیاز هام شادی مومن های دیگه شفای بیمارهای دیگه پاکدامنی دخترای دنیا و نجات همه ی بنده های خدا از ظلم و فتنه  و.. رو بخوام

تاسف آور تر این که این چند وقت هیچ دعایی نکردم شاید حرفایی ازدلم گذشتن اما هیچ وقت پای سجاده واسه خدا پهنشون نکردم!و این یعنی این که حتی لیاقت همون دعاهای کوچولو رو هم از دست دادم

دلم برای خدا تنگ شده شاید همینه که برکت روزهایم رفته


زندگی زیباست

چه زود برگشتم 

لحظه هایم آنچنان سرشارند که گذر زمان در آنها گم است دوستان و خانواده خوبی که آنچنان دوره ام کرده اند که هیچ چیز حس نمی شود جز ضعف و تشنگی ماه مبارک رمضان!

با عالیه صحبت میکردم بابلسر بود برای یه طرح تحقیقاتی!خوشم میاد اینقدر این دختر فعاله بمب انرژی آدم ازش نیرو میگیره و یه شیوه های زیبای زندگی جدا از قید و بندهای ساخته شده ی مزخرف دنیای چشم و همچشمی بعضی آدما می رسه و لذت واقعی رو تجربه می کنه به نظر میرسه پذیرفته که دوستی و علاقم بهش به خاطر همکاری و همفکری هایی که ازش میگیرم نیست یکم زبونش تیز هست البته برای آدمی مثل من که خیلی زود دلم میرنجه اما دختر دوست داشتنی هست و به نظر همون زبون برای جماعت امروز بهتر کارساز است

توصیه کرد پروژ ه ام رو با کدوم استاد بگیرم هفتم شهریور 8 صبح آخرین انتخاب واحد دوره ی کارشناسی ام است امیدوارم با مشکلی مواجه نشه

مقاله ام رفته فینال داوریاگه تائید بشه؟یعنی میشه؟

حالا من موندم برای ارائه اش که توی آذر ماست چطوری برم بین اون همه نخبه و از بحث جدید و نویی که مطرح کرده ام و البته فقط به صورت تئوری و هیچ آزمایشی روش انجام ندادم دفاع کنم!؟!؟!

امروز یک بلوز واسه خودم دوختم عالی شد البته هنوز آستینش رو ندوختم!

افطاری خونه فاطی خیلی خوش گذشت