نمی دونم من اونو هنگ می دم یا اون منو؟

وقتی میشینم روبه روش فکر می کنم چقدر درد و مرض تو وجودشه بیچاره به اینکه یه روز واسه خودش کسی بوده ها چقدر شیک بوداما حالا؟وقتی رخ به رخ میشیم اولش به رسم انرژی مثبت و از این حرفا میگم عزیزم گلم دخترم خواهش می کنم این بار و با هام کناربیا اما وقتی گوشش بدهکار نیست روانیم می کنه می زنم تو صورت خودم وقتی خرابکاری می کنه وقتی همه ی زحمتمو بی توجه به باد می ده چشامو می بندمو آه می کشم نمی دونید چندبار از این بلاها سرم آورده دست آخر مجبور میشم دستش رو بگیرم بکوبم رو میز اینقدر با ناخون رو پوستش بکشم که پوستش بلند بشه بعد به خودم لعنت بفرستم که چرا با این خو کردم وسط این دعواهامهندس میاد  خیلی نرم اونو آرومش می کنه بعد هم همه ی تقصیرهارو می اندازه گردنه من که با یه بیمار تازه از عمل بیرون اومده اینجور برخورد نمی کنند.


پ ن1:برای سیستم لعنتی

مجاز از دسته:موس- عمل:تعمیر

پ ن2: کی کیو هنگ می ده؟

نیمی از مشکلات ذهنی من ناشی از درگیری با این سیستم است....


بعدا نوشت:از همه ی دوستانی که در مسابقه(ایندرا) به ما رای ندادند به شدتت آزارده خاطریم شعر به اون قشنگی به اون اصالت حیف که نمی تونید با لهجه تصورش کنید....